ﺗﻮ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ
ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﻣﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﻮﯼ !
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻣﻦ ﺳﮑﻮﺕ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ !
ﺗﻮ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ
ﻣﻔﻬﻮﻡ "ﺩﯾﺮ ﺷﺪﻥ " ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪ !!
" ﺣﺴﯿﻦ ﭘﻨﺎﻫﯽ
خـدای مـهـربـانـم . . .
امـروز دوبـاره از خـواب بـیـدار شـدم . . .
نـفـس مـیـکـشـم . . .
عـزیـزانـم یـک روز دیـگـر در کـنـارم هـسـتـنـد . . .
از تـو مـمـنـونـم
تنها یک فاتحه و بعد
من شدم گذشته
و تو رفتی دنبال آینده ات...
بعضی ها
همین اطراف مثل این لاشخورها
منتظر زمین خوردن من و تو نشسته اند...!
مثل بندهای کفشم
بند دلم را بیا ببند!
بندگی یعنی
در کوچه پس کوچه های زندگی
دست کسی را بگیری...!
از قطار مرگ دیگر چه باک؟!
زندگی از روی من رد شده است!
دل اگر بســــــتی ،
محـــــــکم نبند!
مراقب باش گره کور نزنی...!
او میـــــــــــــــــــــــرود!
آنوقت تو میمانی و یک گره کور...!!!
سلام دوستای خوبم.چطورین؟
بچه ها واسم دعاکنین چون امروزامتحان نهایی مون شروع شد.الان هم یکی شودادم.واسم دعاکنین تاموفق شم وخوب بدم.باشه دوستای گلم؟منتظردعاتونم
یوسف می دانست تمام درها بسته هستند
اما بخاطر خدا،
حتی به سوی درهای بسته دوید
و تمام درهای بسته برایش بازشد...
"اگر تمام درهای دنیا هم برویت بسته بود،
بدو، چون خدای تو و یوسف یکیست"
به راحتی میشه دل دیگران رو شاد کرد حتی با یک حرف ساده.
پسر خاله در دادگاه : به من میگن پسر خاله ، نون خواستید گرفتم ، نفت خواستید خریدم ، تا حالا کسی دیده من چیزی بخوام ؟
اما حالا میخوام :
جای بچه ها زندان نیستـــــــــــــ
" الــف" " فــردا " را یــادم رفتــه بــود بنویســم ...!
بعضـی هـا دستشـان « رو » می شـود؛
امــــا
رویشـان کم نمی شــود...!!
دلـــم رابطه ای می خواهد کــه :
اگـــه ۵ دقیقه زنـگ نزدم اس ام اس ندادم
اس ام اس بده بگه سرت کجا گـــــــرمه ...
این بار اگر زن زیبایی دیدید
هوس را زنده به گور کنید!
و خدا را شکر کنید برای خلق این زیبایی ...
زیر باران اگر دختری یا خانمی را سوار کردید
به جای شماره، به او امنیت بدهید!
او را به مقصد مورد نظرش برسانید ...
نه به مقصد مورد نظرتان!
در تاکسی خود را به در بچسبانید، نه به او!
میشود کمی پاک تر زندگی کرد ...
مادر؛
روسری ات را بردار تا ببینم، بر شبِ موهایت؛
چند زمستان برف نشسته است؛
تا من به بهار رسیده ام ...!
پـــــــــدرم
تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم
فرشته ها هم میتوانند مرد باشند
┘◄ مـن ڪـہ بہ هیـچ دردے نمیخــورم .../ایـن دردهـا هسـتند ڪـہ چـپ و راسـت به مـטּ میخــورند ...(!)
دوستان... تو را دوست می دارند
اما معشوق تو نیستند
مراقب تو هستند
اما از اقوام تو نیستند
آنها آماده اند تا در درد تو شریک بشوند
اما آنها بستگان خونی تو نیستند
یک دوست واقعی
همانند پدر سخت سرزنشت میکند
همانند مادر غم تو را می خورد
مثل یک خواهر سر به سرت می گذارد
مثل یک برادر ادای تو را در می آورد
و آخر اینکه بیشتر از یک معشوق دوستت می دارد
چگونه است؟!
صبح كه بیدار شدی
كدامین نقاب را بر می داری؟
فصل نقابهاست...
انگار كسی ما را بی نقاب نمی بیند
اگر روی واقعی داشته باشیم
كسی ما را نمی پسندد
به دنبال لحظه ایم كه تمام نقابها از چهره ها برداشته شود
ایا آن روز هیچ "خودی" باقی خواهد ماند؟
پنهان کن در آغوشت مرا
مرا در نهانی ترین گوشه ی آغوشت پنهان کن
آن سوی تاریکی
بر پهنه ی زندگی
آن جا که هوا از رویای بهار شفاف تر است و
باران سرود آفتاب را تکرار می کند...
راز چشمهایت ستاره ی بختم بود که درخشید
و مهتاب را در نگاهم زمزمه کرد
لبهایت خنده را که سال ها در گلو گم شده بود را
در چهار سوی زمان دوباره فریاد کشید
و آمدنت کویر دستانم را شکوفه باران کرد
پنهان کن مرا
در آغوشی که نامش دوست داشتن است ...
تلخـــی ایـــن روزهایـــم را ببخشیـــد…
دیگـــر
قنـــدی در دلـــم ,
آب نمیشـــود...
تا حالا شده
ڪہ حرف هایت انگار بخشڪد در گلو ؟!
چیزـے چنگ بزند تہ وجودت را
و تو از دروטּ آرامـ آرامـ بسوزـے ...
بے آنڪہ دودـے بلند شود از اندامت ؟
بے آنڪہ حتے بہ فڪر ڪسے خطور ڪند
ڪه دارـے تہ مےڪشے؟!
مرا ببیـטּ !
شاید تو ببینے در مـטּ
ڪہ چگونہ دارمـ مے سوزمـ ...
حالا ڪہ ڪارـے از دست ڪسے بر نمےآید
ڪاش خدا دست هایش را بہ مـטּ قرض مےداد
تا ڪارـے ڪنمـ براـے دلهایماטּ ...
فراموشم نمی کند…
در هیاهوی ادکلن ها
…عطر عجیب دلتنگی!!!
خنده دار است بخند…………
عیدت مبارک عزیزترینم!
گاهی عمیقاً مایلم « ماهی » باشم!
ماهی حافظه اش هشت ثانیه است !
بی هیچ « خاطره » ای ...
هیچ !!!!
بگذآر سُ _ ک _ و _ تـ قآنون زندگی مَن بآشد...وَقتی وآژِه هآ دَرد رآ نِمی فَهمند.... سکوتـــــــــــــ .... و دیگر هیچ نمی گویم ....! که این بزرگترین اعتراض دل من استـــــــــ ـ سکوت را دوستـــــــــ دارم به خاطر ابهت بی پایانشـــــــ .... ...
هر کس به سهم خویش از دنیا " چیزی" بر می دارد.میدانی من چه برداشته ام؟!؟!؟ من از دنیا... دست برداشته ام... ...
تو نیستی و من به دنبالت می گردم ... آنقدر به دنبالت گشته ام که فراموش کرده ام ... آیا روزی با من بوده ای ... یا همه این ها خیالی بیش نبوده است ...! ...

.زن قداست دارد...برای با او بودن باید مرد بود...نه نر...!

"عشق" را با "هم آغوشی" اشتباه نگیر، هیچ مردی در رختخواب نامهربان نیست!

مردم کشور من با نفرت بیشتری به صحنۀ بوسیدن دو عاشق نگاه میکنند تا صحنۀ اعدام یک انسان... عجب قصه ایست، ماجرای بی سوادی و سنّت!!!

بعضی آدمها مثل دیواری تاره رنگ شده هستند نباید بهشون نزدیک بشی چه برسه بخوای بهشون تکیه کنی.

دلت را... جایی... حوالی خدا ...چهار میخ کن که با رفتن این و آن نرود.
نمی دانم این روزهاتو دیر به دیر یادم می کنی یا من زود به زود دلتنگت می شوم ...
امل نیستم ... عقب مانده نیستم !
فقط کسی را می خواهم که مرا برای دلم بخواهد ...
نه برای تنم ...
تن فروش زیاد شده ؛ اما من
چیزهای دیگری هم دارم
... که تو را غرق ِ لذت کند ! ...
مرا آنطور که هستم باور کن !!!
اگر امشب
اتفــــــــــاقـــــــــی
دلـــتــان هـــوایـــی شـــــد
و خـــــدا حـــوالی شمــــا ســـــر زد
بــــه او بگـــوئید:
"پشت خطـــش هستـــــــــم"
بــــــــــــــا مـــــــــــــــــــــن تمـــــــــــــاس بگیــــــــــرد....!
خـــــــدایــــــــــــا....!
طاقـتــــــــــــِ مـــــن را بــا طــاقِ آسمــانتــــــــــــــــــــــــ
اشتبـــــــــــاه گرفتــــــــــــه ای ....
ایـــن پیمــــــــــانـــه ، ســال هـاستــــــــــــ کـــه پــــُـر شــده
خَستــــــــه ام....!
امــــا تَحمـُـــل مــــــی کُنـــــــم...
خُــــدایـــا
روزِگـــارتـــــــــ
با مـــــــن و احســــــاســــــــــم
بـَــد تـــا کــــــــرد...!
هـمـیـشـه ، پُــخــتـه تـــر نــمیـشی ! گـــاهــی ، میسـوزی و .. تــَه میگیـــری !
********************
به دنبال ویلچرى هستم براى روزگـــار !
ظاهرا پایى براى راه آمــدن بامن ندارد
************************
باور کن
"عین"، "شین" و "قاف"
جدا از هم که باشند
هیچ خاصیتی ندارند!
اما در کنار هم ، معجزه می آفرینند.
درست مثل من و تو !!!
***************
یه روزایی هست تورابــطه هــا
دِلـِـتــ میگیـــره ...
ســـرد میشــــی ...
از صبـــوری کــردن
ازدوری !
... از فـــاصله ...
از انتظـــار ...
خستـــه میشـــی ...
بــعد دلــت می خواد
حتــی وقــتی ســردی
وقتی نــمی تونی عین بقیــه روزهــا
واســـه ی هم خاطره ات لحظه هـــای عــاشقانه بسازی
بـــاز هــم اندازه ی همون موقع هـــا
که گــرمی
که خــوبی
که دلـــیل آرامششی ...
دوســتتـــ داشــته باشـــه ...
ایـــن دوســت داشــتـــن و نشونت بده ...
حتـــی وقتی هــر چی میاد طرفت پسش می زنــی ...
یـــه روزایی هستـــ کــه دوست داری داد بــزنی
لعنتـــی !* بفهم !
ایــن ســرما ربطــی بــه کــم شدن احــساسم نداره !
مال دلتــنــگیــه !
دلتنگـــی واســه خـــود ِ تـــــــو
*********************
رفتن و گم شدن از ماست نه از فاصله ها
دل از این هاست که تنــهاست نه از فاصله ها
گر چه دیگر هــمه جا پـر ز جدایــی شده است
مشکل از طاقـت دلـــهاست نــه از فاصـــله ها . . .
**************
سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی
شاید امشب سوزش این زخم هارا کم کنی
آه باران من سراپای وجودم آتش است
پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی
*****************************
خیلی دلم گرفته از تنهایی ها...
کجایی تا ببینی با رفتنت چه به روز دلم آوردی
کجایی تا ببینی دیگه کسی نیست تا اشکهامو پاک کنه
کجایی تا ببینی از موقعی که رفتی خنده ای از ته دلم نکردم
کجایی تا ببینی کسی نیست نوازشم کنه ودست رو موهام بکشه
کجایی تا ببینی که با رفتنت حس زندگی رو ازم گرفتی
آخه چه وقت رفتنت بود
کاش می بردی منو با خودت،تا واسه همیشه پیشت بمونم
خدایا دیگه خسته شدم ،کم کن این فاصله ی جدایی رو
دیگه خسته شدم
خدای من
تنهایی رو واسه خودت ساختی
نا شکری نمیکنم
من طاقتشو ندارم دیگه
طاقتم تموم شده
خدا جونم
******************************
سخت است هنگام وداع
آنگاه که در می یابی
چشمانی که در حال عبور است
پاره ای از وجود تو را
نیز
با خود خواهد برد.
****************************
![]()
عاشقتم خدا
تندیس عشق
alone princess
careless
بچـــــهـ هایــــ بــــاحالــــــــ
ارام دلها
تنهایی من
چه شد آخر قسم هایت...؟!!
ღ.•*♥بــَــرایِ دِلشِکَســـتـِه هآ♥*•.ღ
دل نوشته های من
قالبــــ ــهایـــ ایـ ـکـ ـسـ ــ
![]()
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
دی 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
![]()
![]()
| Designed by : x-themes |