X
تبلیغات
دلنوشته های رها

دلنوشته های رها

خدایا!چه کردم که دنیای دردم؟؟؟؟؟؟؟

این وبلاگ تااطلاع ثانوی تعطیل است!

سلام به همه ی دوستای خوبم که منوتواین مدت تنهانگذاشتین وبانظرات خوبتون  ثابت کردین که درکنارم هستین.راستش امروزاومدم برای خداحافظی.من الان دیگ یه دانش اموزکنکوری  هستم وبایددرسام روبخونم.واس همین وقت زیادی ندارم که بیام ومطلب بنویسم وبراتون نظربزارم.  واسه همین وبلاگموتابعدازکنکورتعطیل میکنم.اماوقتی که کنکوررودادم برمیگردم.پس منوازلینکاتون   حذف نکنین.

ممنون که همیشه کنارم بودین وبانظراتتون خوشحالم کردین.

گرچه خداحافظی برام سخته اماچاره ای ندارم.همه تونودوس دارم وامیدوارم تواین1سال  فراموشم نکنین.

راستی برام دعاکنین که کنکورم روخوب بدم.باشه دوستام؟

میگویم سلام ، هیچکس جوابم را نمی دهد

پس خدانگهدار میگویم شاید از سر اتفاق

یک نفر دست هایش تکان بخورد

[ یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392 ] [ 11:25 ] [ ℛÅHÅ ⅉℴℴn ] [ ]

√بـیشـتریـن دروغـی ڪہ در ایـن دنـیا گفتـہ ام..ایـن ڪلمہ استــ….خــوبم…

دستش به شیشه های شاسی بلندماشین حاجی نمیرسید...

اقا...اقا...

توروخدا...ازم گل میخرین؟......

ولی حاجی بی تفاوت به او تسبیح درشتش رامیچرخاند...

وبرای ظهوراقادعامی کرد......

***
به سلامتی اون مردی که وقتی عشقش نیست چشماش عین فانوس دریایی اینطرف اونطرف کار نمیکنه.

***

داشتم از"غصه"هایم برایش میگفتم، فکرکرد"قصه"است، خوابش برد...

***

خدایا...
بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم/
بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم/
بابت لحظات شادی که به یادت نبودم/
بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم/
بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم/
مرا ببخش.....

***

یه لحظه هایی تو زندگی آدم هست...
چند دقیقه بیشتر نیست ها....
ولی یادش تا آخر با آدم میمونه!

***

نوازشم کن،
نترس! بی کسی ام واگیر ندارد...

***

ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ ﻋﺰﯾﺰﻡ...
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﯼ ﯾﻪ ﺩﻭﺭ ﺑﺰﻧﯽ ﺍﮔﻪ ﺍﺯ
ﮐﺴﯽ ﺧﻮﺷﺖ ﻧﯿﻮﻣﺪ
ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ،
ﺭﻓﺘﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮﻭ ﮔﻢ ﺷﻮ ﺗﺎ ﯾﻪ ﻟﮕﺪ ﻧﺨﻮﺍﺑﻮﻧﺪﻡ ﺗﻮ دهنت دندونات خورد شه

***

یه وقتایی سکوت علامت رضایت نیست...
طرف داره فکر می کنه، چطوری بگه ناراضیه
که به کسی بر نخوره!!

***


[ جمعه بیست و پنجم مرداد 1392 ] [ 14:57 ] [ ℛÅHÅ ⅉℴℴn ] [ ]

خداوکیلی هرچی میخواین بگین!

برای این پست فقط نظرات دعایی تاییدمیشه پس نظرات غیردعایی تون روبراپست پایینی بزارین لطفا!

هرچی میخواین بگین.انقولت هم نیارین.به ضرس قاطع قول میدم همتون امین میگیرین.اگه هم فک کردین سختتونه وتوامپاس میرین بدون نشونی بنویسین!

[ سه شنبه هشتم مرداد 1392 ] [ 2:7 ] [ ℛÅHÅ ⅉℴℴn ] [ ]

نمیدونم امشب بهونه اولین اشکت چیه؟ اما اگه واسه آخریش بهونه نداشتی منو دعا کن........

الهی

در آن شب که همه قرآن به سر می گذارند

ما را توفیق ده قرآن به دل کنیم و عاملش باشیم

یا علی مدد التماس دعا...




ادامه مطلب
[ سه شنبه هشتم مرداد 1392 ] [ 2:2 ] [ ℛÅHÅ ⅉℴℴn ] [ ]

به جزحضورتوهیچ چیزاین جهان بیکرانه راجدی نگرفتم....حتی عشق را....

بسیار زیبا از مرحوم حسین پناهی

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!!!


[ دوشنبه هفدهم تیر 1392 ] [ 11:14 ] [ ℛÅHÅ ⅉℴℴn ] [ ]

کلاغ جان …قصه من به سر رسید …سوار شو …تو را هم تا خانه‌ات می رسانم...


این شـــــــــــب ها
چقدر دلـــــــم می خواهد کســی آرام بــهم بگویـد:

" بـمیــــــــــری انشاالله "

و من فـریــــاد بـــزنم

:" آمـــــــــــیـن "

[ شنبه پانزدهم تیر 1392 ] [ 12:54 ] [ ℛÅHÅ ⅉℴℴn ] [ ]

خلیج فااااااااااااارس روعشقههههههههههههه


[ یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392 ] [ 17:17 ] [ ℛÅHÅ ⅉℴℴn ] [ ]

جسم ما باغی است كه اراده باغبان ان است

ﺗﻮ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ
ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﻣﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﻮﯼ !
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻣﻦ ﺳﮑﻮﺕ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ !
ﺗﻮ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ
ﻣﻔﻬﻮﻡ "ﺩﯾﺮ ﺷﺪﻥ " ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪ !!
" ﺣﺴﯿﻦ ﭘﻨﺎﻫﯽ


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392 ] [ 22:36 ] [ ℛÅHÅ ⅉℴℴn ] [ ]

ارزش انسان به اندازه حرف هایی هست که برای نگفتن دارد دکتر شریعتی

خـدای مـهـربـانـم . . .
امـروز دوبـاره از خـواب بـیـدار شـدم . . .
نـفـس مـیـکـشـم . . .
عـزیـزانـم یـک روز دیـگـر در کـنـارم هـسـتـنـد . . .
از تـو مـمـنـونـم


تنها یک فاتحه و بعد

من شدم گذشته
و تو رفتی دنبال آینده ات...

بعضی ها
همین اطراف مثل این لاشخورها
منتظر زمین خوردن من و تو نشسته اند...!

مثل بندهای کفشم
بند دلم را بیا ببند!

بندگی یعنی
در کوچه پس کوچه های زندگی
دست کسی را بگیری...!


از قطار مرگ دیگر چه باک؟!
زندگی از روی من رد شده است!

دل اگر بســــــتی ،
محـــــــکم نبند!
مراقب باش گره کور نزنی...!
او میـــــــــــــــــــــــرود!
آنوقت تو میمانی و یک گره کور...!!!

[ یکشنبه نوزدهم خرداد 1392 ] [ 12:37 ] [ ℛÅHÅ ⅉℴℴn ] [ ]

محتاج دعاااااااااااااااا

سلام دوستای خوبم.چطورین؟

بچه ها واسم دعاکنین چون امروزامتحان نهایی مون شروع شد.الان هم یکی شودادم.واسم دعاکنین تاموفق شم وخوب بدم.باشه دوستای گلم؟منتظردعاتونم

یوسف می دانست تمام درها بسته هستند

اما بخاطر خدا،

حتی به سوی درهای بسته دوید

و تمام درهای بسته برایش بازشد...

"اگر تمام درهای دنیا هم برویت بسته بود،

بدو، چون خدای تو و یوسف یکیست"

[ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 10:10 ] [ ℛÅHÅ ⅉℴℴn ] [ ]