این روزهاآنقدرشکسته ام،که عصابه دست راه میروددلم !
دنـــیـا ، بــه شـایـستگـی هـــایــت پــاسـخ مـــیدهـد ..
نــه بــه آرزوهـــایــت !
پـس ،
شـایـسته ی آرزوهـــایــت بــاش ...!
دیگه نمیتونى پیداش كنى !
میدانید ... !؟
حالا که فکر مے کنم
می فهمم ...
بعضے ها ...
همان بـــــعـــــــــضے هــ ـــ ـــا بمانند
به هیچکس ... خیانت نکردم
جز خودم !!!
وفای به او
دلتنـگی یَعنی
دَم به دقیقـه گوشیت ُ چِـک کُنی
ولی وانـِمود کُنی داری ساعت ُ میبینـی
نــه بــه آرزوهـــایــت !
پـس ،
شـایـسته ی آرزوهـــایــت بــاش ...!
به هوای ماهی چشمانت....
قلاب انداخته مردی...
پلک نزن....!
آشفته می شود دریایش......
دیگه نمیتونى پیداش كنى !
میدانید ... !؟
حالا که فکر مے کنم
می فهمم ...
بعضے ها ...
همان بـــــعـــــــــضے هــ ـــ ـــا بمانند
خیلـــــــــــــی بهتر است ...

به هیچکس ... خیانت نکردم
جز خودم !!!
وفای به او
خیانت به خودم بود ...

دلتنـگی یَعنی
دَم به دقیقـه گوشیت ُ چِـک کُنی
ولی وانـِمود کُنی داری ساعت ُ میبینـی
تا یادت نره كه سراغ بعضی آدما نباید رفت ، " نباید " !
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 18:25 توسط ℛÅHÅ ⅉℴℴn
|