عشق یعنی یک سلام ویک درود

عشق یعنی درد محنت در درون

عشق یعنی یک تبلور یک سرود

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی یک شقایق غرق خون

عشق یعنی زاهد اما بت پرست

عشق یعنی یوسف در قعر جاه

عشق یعنی بیستون کندن به دست

عشق یعنی پاک ماندن در فساد

عشق یعنی آب ماندن در دمای انجماد

عشق یعنی سادگی

عشق یعنی در کمال برتری افتادگی

عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سر به دار آویختن

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی انتظار وانتظار

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

عشق یعنی پناه قلبهای بی پناه

عشق یعنی درد دلهای اسیر

عشق یعنی مرهم زخم بهار

عشق یعنی اشکهای گرم شمع

عشق یعنی مهربانی

عشق یعنی لبخند میخکهای نجیب

عشق یعنی لذت یک ارزو

عشق یعنی تا ابد آبی شدن

عشق یعنی لحظه های بارانی

عشق یعنی یک بلای ماندگار

عشق یعنی هدیه ای از آسمان

عشق یعنی یک صفای سازگار

عشق یعنی دور از آداب مردم زیستن

عشق یعنی لحظه ای خندیدن

عشق یعنی زنگ تکرار نگاه

عشق یعنی لحظه ای زیبا شدن

عشق یعنی سبز بودن تا ابد

عشق یعنی  آرامش دلها

عشق یعنی همه چیز را دادن وبه پاداشش هیچ نخواستن

عشق یعنی همچو من شیدا شدن