کلافه شده ام
دوستــ دارم دستم را بگذارم زیر چانه ام
زل بزنم به آسمان
و...
بخدا بگویم

مثلا که چی ؟...

گـاهـی دلِـت مـیـخـواد هـمـه بـغـضـات
از تــو نـگـاهِـت خـونـده بـشـه کـه جـسـارت گـفـتـن کـلـمـه هـا رو نـداری...
امـا یـه نـگـاه گُـنـگ تـحـویـل مـیـگـیـری
و یـه جـمـلـه مِـثـلـه: چـیـزی شـده ؟؟؟!
اونـجـاسـت کـه بـُغـضـتـو بـا یـه لـیـوان سـکـوتـت سـر مـیـکـشـی
و بـا لـبـخـنـد مـیـگـی :

نــه هـیـچـیــ...!

از عشق سخن گفتن براے آدمے هنوز خیلے زود استــ... خیلے زود...

آنقـ ـدر نیستـ ـی
كــه گاهــی حــ ـس مـی كنـم
عشـ ــق را نِسیـ ــه به مـ ـن داده‌ای
بی ‌تـابــ ـم ،

نقـ ـد می‌خــواهـمــ ـت ..!


خـــــــــــدایا شکر‌ به خاطره همهٔ داده‌ها و نداده هایت داده‌هات نعمتــــــــــ ، نداده‌ها هم حکـــــــــــمت ...

آرامشم این روزها
مدیون هـــمـیـــن انــتظاریستــــ

كه دیــگر از كســی نــدارم ...!!!